السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

480

تفسير الميزان ( فارسي )

دارد ، لذا جائز است مجازا همان قريه را در جاى اهل بگذاريم ، به خلاف غذا خواستن از قريه كه مخصوص اهل قريه است ، و بنا بر اين كلمه « اهلها » از باب به كار بردن اسم ظاهر در جاى ضمير نيست . و اگر نفرمود : « حتى اذا اتيا قرية استطعما اهلها » بدين جهت بود ، هر چند كه اگر اينطور فرموده بود كلمه « قرية » در معناى حقيقيش استعمال شده بود ، و ليكن از آنجايى كه غرض عمده از اين كلام مربوط به جزاء يعنى جمله * ( « قالَ لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ عَلَيْه أَجْراً » ) * بوده ، و گرفتن مزد از قريه معنا نداشته ، لذا فرموده : * ( « حَتَّى إِذا أَتَيا أَهْلَ قَرْيَةٍ » ) * . و همين خود دليل بر اين است كه اقامه جدار در حضور اهل ده بوده ، و به همين جهت احتياجى نبوده كه بفرمايد « لو شئت لتخذت عليه منهم اجرا » و يا « من اهلها اجرا » يعنى چه مىشد كه از ايشان ( و يا از اهل اين ده ) در برابر اين عمل مزدى مىگرفتى ، و كلمه : « از ايشان » و يا « از اهل ده » را انداخته است - دقت فرمائيد . و مراد از « استطعام » طلب طعام است به عنوان ميهمانى و لذا دنبالش فرمود : « فابوا - پس از اينكه ميهمانشان كنند مضايقه نمودند » . معناى « انقضاض » در جمله * ( « فَوَجَدا فِيها جِداراً يُرِيدُ أَنْ يَنْقَضَّ » ) * سقوط و فرو ريختن است ، و اينكه فرموده : مىخواست سقوط كند معنايش اين است كه در شرف سقوط بود . و اينكه فرموده : « فاقامه » معنايش اين است كه خضر آن را درست كرد ولى ديگر نفرمود : چگونه درستش كرد ، آيا به طور معجزه و خرق عادت بوده يا از طريق معمولى خرابش كرده و از نو بنيانش نهاده ، و يا با به كار بردن ستون از سقوطش جلوگيرى نموده است . چيزى كه هست از اينكه موسى به وى گفت : چرا مزد از ايشان نگرفتى شايد استفاده شود كه از راه ساختمان آن را اصلاح كرده‌اند ، نه از راه معجزه ، چون معهود از مزد گرفتن در صورت عمل كردن معمولى است . در جمله * ( « لَوْ شِئْتَ لَاتَّخَذْتَ ) * « 1 » * ( عَلَيْه أَجْراً » ) * كلمه « تخذ » به معناى اخذ است ، و ضمير در « عليه » به اقامه اى برمىگردد كه از مفهوم « فاقامه » استفاده مىشود ، چون اقامه مصدر است ، هم ضمير مذكر به آن برمىگردد ، و هم مؤنث ، و سياق گواهى مىدهد بر اينكه موسى و خضر گرسنه بوده‌اند . و مقصود موسى از اينكه گفت « خوب است در برابر عملت اجرتى بگيرى » اين بوده كه با آن اجرت غذايى بخرند تا سد جوع كنند .

--> ( 1 ) اين كلمه هم با تشديد خوانده شده و از « اتخذ » گرفته شده و هم با تخفيف و از « تخذ » .